قلبم ضعیف شده
و زود هول میکنم
از نگاه نگران پنجره
به آفتاب کمرنگ زمستان
از خورشید بیحوصلهی این روزها
از آن ستارهی زردی
که شبانه به من خیره میشود
قلبام ضعیف شده
و زود هول میکنم
از شنیدن یک آه بیصدا
یک سلام بیرمق
یک ترانه از ترانهخوان بینوا
قلبام ضعیف شده
و زود هول میکنم
از بیفرصتی این ثانیهها
از پیچ و تاب بیکران جادهها
از بلندی نفسگیر قلهها
از کوتاهی قامت اندیشههای خرد
از سستی واژههای «دوستات دارم»
از بیتابی زبانام به گفتن:
«مرا ببر»
قلبم ضعیف شده؟
و زود هول میکنم؟
آه
بیخیال!
(زمستان 86)