حذف شد...
سوشیانت عزیز، ازم دعوت کرده تا در یک بازی(؟) شرکت کنم. به گمونم باید اسماش رو بازی «کتابهای ناتمام» بذارم. دقیقا نمیدونم این بازی شامل همهی کتابهای نخونده میشه یا فقط اونهایی که به قولی، چلهاش افتاده و هر کاری میکنی و وقت هم میذاری باز هم نمیتونی بخونیاش. من این دومی رو در نظر میگیرم، چون اگه بنا باشه همهی کتابهایی رو هم که فرصت خوندناش پیش نیومده یا کتابهای درسی رو هم در نظر بگیرم واقعا مثنوی هفتاد من میشه.
1. شاهکتاب ِ کتابهای نخوندهی من، «خاطرات، رویاها، اندیشهها» از «کارل گوستاو یونگ» هستش. تقریبا تمام کتابهای یونگ رو که به فارسی ترجمه شده، با اشتیاق و یکنفس خوندهام. این کتاب، نوعی اتوبیوگرافیه و از سایر کتابهای یونگ، سادهتر و قاعدتا باید جذابتر باشه اما به مدت ده ساله که توی قفسهی کتابهام جا خوش کرده. نه که اصلا نخوندماش! هر بار دستام گرفتم و یه بخشاش رو شروع کردم. شاید اگه بخش «هفت موعظه برای مردگان» کتاب رو که در واقع یک جزوهی جداگانهست و بهش سنجاق شده، کنار بذاریم، من این کتاب رو تموم هم کردهام و خودم هم خبر ندارم! اما این هفت موعظه حال من رو خراب میکنه. هربار تصمیم میگیرم بخونماش دچار اضطراب، و بعدش هم افسردگی میشم. کل کتاب، یه همچین اثری روم داره و این بخش آخرش شدیدتر!
2. چند ماه پیش، چند کتاب از «ریچارد براتیگان» خریدم.
یکی از کتابهاش به اسم «در قند هندوانه» من رو از سرخوشی لبریز کرد. از اون کتابهایی بود که اصلا دلم نمیخواست تموم بشه. همینجا هم دربارهاش نوشتم.
کتاب «دری لولا شده به فراموشی» رو تموم کردم اما «صید قزلآلا در امریکا» دچار سرنوشت کتابهای نخوانده شد. 68 صفحهاش رو خوندم و مونده 124 صفحه که دیگه رغبتی به ادامهاش ندارم. راستاش رو بگم این کتاب رو بیشتر بهخاطر عکس روی جلدش خریدم که تصویری سیاه و سفید و جذاب از براتیگان و زنشه و براتیگان در این عکس، شبیه کابویهای خوشتیپ فیلمهای وسترنه. «اتوبوس پیر» رو هم هربار یکی از داستانهاش رو خوندم و به گمونم هنوز چندتایی داستان ازش مونده که نخوندهام.
3. دو تا کتاب از سید علی صالحی به نامهای «نان و شراب و قصیده» و «یوما آنادا» رو اصلا نمیدونم چرا خریدم! از هر کدوم یکی دو تا شعر و بدون هیچ عذاب وجدانی... تمام!
4. «تاریخ جنون» از «میشل فوکو» ترجمهی وحشتناکی داره و حس من رو برای تموم کردن کتاب، از بین میبره و انگیزههایی مثل مد بودن فوکو در ایران، افههای روشنفکری، جا موندن از قافلهی مدرنیستها و پستمدرنیستهای ایران، و و و... هم قادر نیست من رو وادار کنه تا این کتاب رو تموم کنم.
5. کتاب جذاب و خوندنی «شوک آینده» از «الوین تافلر» باعث شد تا از نمایشگاه کتاب دانشگاه، «جابجایی در قدرت» رو هم بخرم. به نظرم بیشتر به درد اونهایی میخوره که دوست دارن در بحثهای مهمونیها، حتما ابراز عقیده کنن و با ارائهی آمار و پشتپردههای وحشتناک سیاست جهانی، پوز بقیه رو بزنن. البته این عقیدهی من مبتنی بر واقعیت نیست و جدی نگیریناش، چرا که فقط 27 صفحهاش رو خوندهام.
اینها، کتابهایی بودن که توی ذهنام مونده و شاید کتابهای نخوندهام بیشتر از اینها بشه.
اگه یه بازی دیگه شروع شد و راجع به «کتابهای خریداری شده و اصلا خونده نشده» بود، لطفا من رو دعوت کنین چون این لیستام خیلی پربارتر و مفصلتر خواهد بود.
............
پ.ن
چه بارون قشنگی داره میاد.
............
(یک روز بعد!)
پینوشت بالایی کار دستم داد و امروز بهجای این که دانشگاه باشم، یه پتو دور خودم پیچیدم و شیر داغ کردم و با گلو درد و کمردرد و تنگی نفس (چرا وقتی سرما میخورم، مثل اینه که حجم ریههام یکسوم میشه؟!) و تب، خودم رو به رادیاتور چسبوندم.
امیر عباس عزیز توی کامنتدونی برام نوشته که اون کتابهای نخونده رو هم بنویسم. باشه، اینهم لیستشون:
1. «اسطوره، امروز» از رولان بارت
2. «از مدرنیسم تا پستمدرنیسم» از لارنس کهون
3. «تحولات ذوق هنری در غرب» از ارنست هانس گامبریچ
4. «همصدایی»از کوین واتیسا
5. «درآمدی بر فلسفه هنر» از نوئل کارول
6. «فلسفه تحلیلی هنر» از دکتر علی رامین
7. «گزیدهی زیباشناسی هگل» از دکتر محمود عبادیان
8. «فلسفه هنر ارسطو» از دکتر محمد ضیمران
9. چهار جلد «شاهنامه فردوسی» از دکتر ابوالقاسم فردوسی
خب...این لیست بیشتر از اینهاست که نوشتم، اما اصلا حس و حال سر زدن به کتابهام رو ندارم.
گویا باید چند نفر رو هم معرفی میکردم که این بازی رو ادامه بدن. هرکسی که دوست داره تو بازی شرکت کنه، دعوته. اگه بلاگ دارین توی بلاگهاتون وگرنه میتونین توی کامنتدونی همین پست، از کتابهای نخوندهتون بنویسین.
یک پیشنهاد:
همونطور که بعضی کتابها چلهاش میافته و نمیشه خوندشون، بعضی کتابها هست که آدم چندین و چندبار میخونه و از خوندناش سیر نمیشه. من یکی از این کتابها رو که خیلی دوستاش دارم معرفی میکنم:
«آن جستجوی روشنگری» از «تسای جیرجونگ» که یک کتاب کمحجم مصوره، با کارتونهایی بینهایت زیبا (کار همین جناب تسای جیرجونگ)، طنزی شیرین و محتوایی عمیق و روشنگر.
«هرمز ریاحی» مترجم این کتابه و «نشر پیکان» منتشرش کرده.