تبليغاتX
رادیوسیتی
رادیوسیتی
86/05/22
عاشقانه به تو، عاشقانه به هیچ
تو را می‌شود
خیلی ساده
دوست داشت

خیلی ساده
می‌شود تو را
دوست داشت

مثل نور آفتاب
از لای انگشتان به هم تنیده
و چشم‌هایی که هی
خیس می‌شود
خیس می‌شود
خیس می‌شود

مثل مَدّ
در «والضاااالین»
با بغضی که بوی یاس می‌دهد
در کبودی سحر
و اشک‌هایی که هی
نمی‌بارد
نمی‌بارد
نمی‌بارد

تو را می‌شود
خیلی ساده
دوست داشت

خیلی ساده
می‌شود تو را
دوست داشت

مثل طعم سرد سرامیک
در هرم تب‌کرده‌ی پا
یا حریر سبز نوازش
بر تن داغ

مثل آن پنجره
که ماه را
در قاب خود نشانده و
از بیم صبح
رویش را هی
می‌بوسد
می‌بوسد
می‌بوسد

مثل لحظه‌ی سلام
مثل عشق‌های چهارده سالگی
که می‌ایند و می‌روند
اما بدون کلام
و گونه‌هایی که هی
سرخ می‌شوند
سرخ می‌شوند
سرخ می‌شوند


تو را می‌شود
خیلی ساده
دوست داشت

خیلی ساده
می‌شود تو را
دوست داشت


مثل تماشای غروب
از یک تراس کوچک خاک گرفته
از پشت ساختمان‌های خاکستری
و خورشیدی که هی
ناز می‌کند
ناز می‌کند
ناز می‌کند

مثل نوشیدن
یک لیوان خاکشیر
در عطش تابستانی ونک
و بفرما زدن
به لب‌های چسبناک کودکی که هی
نگاه می‌کند
نگاه می‌کند
نگاه می‌کند

تو را می‌شود
خیلی ساده
دوست داشت

خیلی ساده
می‌شود تو را
دوست داشت


مثل مهربانی دست‌هایت
مثل ناز چشم‌هایت
مثل لحظه‌ای که می‌گویی: آخ
مثل مرهمی که نیستی
به زخم‌های دلم
مثل نیاز من به همیشه بودن‌ات
مثل نبودن‌ات
مثل آن لحظه‌ای که من
وای
وای
وای

...........................

فایل صوتی عاشقانه به تو، عاشقانه به هیچ رو از این جا می تونین بشنوید.

+ رها Balatarin