تبليغاتX
رادیوسیتی
رادیوسیتی
86/04/05
کلیشه

سجاده‌ات

همیشه رو به قبله باز است

بدون وضو

دست به چیزی نمی‌بری

تسبیح سبز شاه‌مقصودی‌ات

دل هر تنابده‌ای را می‌برد

آه تو

چقدر خوبی!

 

زن‌ات زیباست

و کدبانو

در خانه لوند

و در بیرون

عفیف و نجیب

و تا به حال

به هیچ مردی

به هیچ مردی

به هیچ مردی

با چشمان کاملا باز نگاه نکرده است

آه تو

چه خوشبختی!

 

ظاهرت ساده است و متین

و هیچ چیزت

به این بچه مزلف‌های قرتی

نبرده است

از تو به دور

شلوار جین

از تو به دور

موهای بلند

از تو به دور

ورجه وورجه و خنده و مسخره‌بازی

از تو به دور

هر‌آن‌چه زیبنده‌ی وقار و مردانگی نیست

آه تو

چقدر مردی!

 

تو دل‌رحمی

و آن‌قدر نازک‌دل

که دوست داری

تمام بیوه‌های دنیا را

به زیر بال و پر بگیری

البته از راهی حلال

و خداپسند

به گونه‌ای که دین خدا

زبانم لال

به زیر سوال نرود

و البته

کدبانوی نازنین‌ات هم

چیزی نفهمد

نه این‌که زن‌ها ناقص‌العقل‌اند

و وسعت دیدشان محدود

و کاملا احساساتی؟!

آه تو

چقدر مهربانی!

 

تو صکصی هستی

باور کن جدی می‌گویم

البته نه به قدر برد پیت

اما به اندازه‌ای که

دهان آدم را آب بیندازی

و آن‌قدر که بتوان

تسبیح‌ را از دست‌ات گرفت

و تو را به آشپزخانه کشاند

و در حال هم زدن آش دوغ

تو را بوسید و آروغ زد

آه تو

چقدر ...(فارسی‌اش چه می‌شود؟)

 

تو آخر مردانگی

تو اٍند غیرتی

برای تو دنیا

یعنی زن و فرزند

و خانه‌ای شیک

و ماشین

و رفاه

و این که کدبانو

هر هفته به استخر و سونا و جکوزی برود

و موهایش مش کاهی یا استخوانی

و هیکل‌اش هم بی دنبه باشد

و خلاصه این‌که

برایشان کم نگذاری

و البته این حق

همیشه برایت محفوظ بماند

که به امور بیوگان و شوهرمردگان و مطلقه‌گان

رسیدگی کنی

آه تو

چقدر خیرخواهی!

 

ای همیشه مرد تاریخ!

ای رابین‌هود ایرانی!

ای ملغمه‌ای از مسلمانی!

سوار بر سمند سپید

این خودروی همیشه ملی

به درب خانه‌ام بیا

و به خاطر داشته باش

که موبایلت را جا نگذاری

 

من چه خوشبخت‌ام

که یک زوروی با ایمان وطنی

خاطرخواه‌ام شده

و حاضر است

در کمال ایثار و جوان‌مردی

مرا یواشکی

صیغه کند

و دستی به سر و گوش‌ام بکشد

و نگذارد

در کنج خانه

از غم

و مصیبت بی‌شوهری

دق‌مرگ شوم

مرسی!

+ رها Balatarin