خداوند بادی وزانید که از دریا بلدرچین آورد.
بلدرچینها اطراف اردوگاه را از هر طرف به مسافت چند کیلومتر در ارتفاعی نزدیک یک متر از سطح زمین پر ساختند.
بنی اسرائیل تمام آن روز و شب و روز بعد از آن بلدرچین گرفتند، حداقل وزن پرندگانی که هر کس جمع کرده بود نزدیک سیصد من بود...ولی به محض این که شروع به خوردن گوشت نمودند، خشم خداوند بر قوم اسرائیل افروخته شد و بلایی سخت نازل کرده، عدهی زیادی از آنان را از بین برد. پس آن مکان را «قبروت هتاوه» (قبرستان حرص و ولع) نامیدند.
عهد عتیق / کتاب اعداد / بخش 11، آیه های 31 تا 34
قبروت هتاوهای در من است
از هر سو هکتارها هکتار
حریصم به زندگی
به نَفَس
حریصم به عشق
به لبخند
حریصم به نگاه
به شنود
به لمس
ای خداوند بلدرچین
چندی
خدای من نیز باش
تو را به شرابی کهنه
از انگورهای «گلین بارماقی»*
مهمان خواهم کرد
در قبروت هتاوه
میآیی؟
* گلین بارماقی: انگشت عروس؛ نوعی انگور در زبان ترکی، در فارسی ریش بابا