بیست عدد «سیگار»
در کنار هم
سپید و ساده و صبور
در انتظار آتش
دستانم
در جستجوی کبریت بیخطر ممتاز تبریز
درهم و برهم کیف را میکاود:
متون مچاله شده با مهر ویراستار
سیدیهای خشدار
مجوز ورود به جاهای قفل شده:
دسته کلید
رژلب له شده
آجیل چهارشنبه سوری پخش و پلا
تکههای قند
قوطی خالی آبجوی بهنوش
چند اسکناس پاره پوره برای تاکسی
موبایل، با ده عدد میس کال
یک نامهی فدایت شوم
که در جوب آب پیدا شده
تیغ و چسب ادیت
با چند متر لیدر درهم و برهم
کتاب «منطق کاربردی»
از «علی اصغر خندان»
که هرگز مرا منطقی نخواهد کرد
حتی اگر هزار بار بخوانماش
یا کاغذهایش را در آب بخیسانم
و آب منطق را سر بکشم
اه
گور پدر کبریت!
فندکم کجاست؟
بیست عدد «سیگار»
در کنار هم
سپید و ساده و صبور
به بیکرانگی کیف من
محل گم شدن آتش فنا
میخندند
.................................
* شخصیت شما در کیف شماست! :) کافه زمانه