تبليغاتX
رادیوسیتی
رادیوسیتی
85/09/04
افشاگری2

اهالی وبلاگ­ستان توجه فرمایید!

به اطلاعیه­ای که هم­اکنون به دست ما رسیده توجه فرمایید!

سربازان گمنام، ساعاتی پیش یکی دیگر از اعضای باند مخوف «صوفی­های سیاه» را در یکی از مبادی خروجی کشور دستگیر کردند.

نامبرده با مبالغی درهم و  دینار و سایر ارزهای خارجی قصد فرار و پناهندگی به «چین و ماچین» را داشت که با هشیاری سربازان گمنام دستگیر شد.

نام این شرور، سعدی شیرازی، معروف به شیخ اجل می باشد.

 

به نظر می­رسد نام­برده، تئوریسین باند «صوفی­های سیاه» باشد.

وی که ادعای جهان­دیدگی، علم، عرفان، توانگری، خوش­تیپی، زورآوری و و و...دارد، با شگردهای پلیسی سربازان گمنام در تمامی این موارد کم آورده و مجبور به اعتراف شده.

 

- این صوفی ولگرد، بسیار زبان­باز و زبان­دراز است.

وی در برابر سوال­های سربازان گمنام فقط به یک مصرع، قناعت کرده و گفته:

«ندهد مرد هوشمند جواب»

بعد از کتک­های زیادی که از سربازان گمنام خورده، درآمده که:

«از دست تو بر دهان مشت خوردن

خوش­تر که به دست خویش نان خوردن»

که بعد از این گفتار پاچه­خارانه، یک دست کتک مفصل دیگر نوش­جان کرده و آدم شده و سروده:

«سایه پرورده را چه طاقت آن

که رود با مبارزان به قتال»

 

- نامبرده در تعرض به بانوان غیر چادری، از علاقه­ی خود به بدحجابان گفته و دلیل را این گونه عنوان کرده:

«بس قامت خوش که زیر چادر باشد

چون باز کنی مادر ٍمادر باشد»

 

 

- این صوفی دربه­در، آن­چنان گستاخ است که نعوذبالله پروردگار عالمیان را زیر سوال برده، آن­جا که گفته:

«لذت انگور، بیوه داند، نه خدا»

نامبرده باید به امت همیشه در صحنه، توضیح شفاف و بدون ابهام دهد که:

1. منظورش از انگور چه بوده؟

2چگونه حضرت حق، که آفریننده­ی انگور و هر چیز لذیذ دیگری­ست، از لذت آن بی­خبر است؟

 

- این صوفی بی­حیا، در جواب یکی از خبرنگاران که از او پرسیده علم بهتر است یا ثروت، گفته:

هیچ­کدام.

زور از علم و ثروت بهتر است چون:

«زور باید نه زر، که بانو را

گزری(=هویج) دوست­تر که ده من گوشت»

 

البته علمای برجسته­ی ما در گفتار او تناقض یافته­اند چرا که در کتاب ضاله و پورنوی موسوم به «گلستان»، همین مرد زبان­باز گفته:

«بی زر نتوانی که کنی بر کس زور

ور زر داری به زور محتاج نه­ای»

 

 

- وی در یک شکست مفتضحانه در مناظره با تنی چند از دانشمندان، و بعد از این که هیچ جوابی پیدا نکرده گفته:

«آن­کس که به قرآن و خبر، زو نرهی

آن­ست جواب­اش که جواب­اش ندهی»

و بی مایه بودن خود را بیش از پیش عیان نموده.

 

 

- این رند بدکاره بسیار بدزبان است و وقتی از او خواسته شد که توبه کند گفت:

«قحبه­ی پیر از نابکاری چه کند که توبه نکند؟»

و در دم، توبه­نامه­اش را نوشت و امضا کرد.

 

امت قهرمان و همیشه در صحنه!

آیا وقت آن نرسیده که از کارگزاران فرهنگ این مرز و بوم بخواهیم که کتاب­های درسی نورچشمان ما را از حکایات و اشعار قبیح و ضداخلاقی این صوفی بی­شرم، پاک کنند؟

پیشنهاد می­شود دو کتاب گلستان و بوستان از این صوفی ولگرد و بیکاره، که آکنده از تصاویر ذهنی بی­شرمانه و صکصی­اند، هر چه زودتر سوزانده شوند و کتاب­خوان­های ما به فهیمه رحیمی و ر.اعتمادی و سایر کتب دارای مجوز بسنده نمایند.

و من الله توفیق

 

 

 

+ رها Balatarin