«آنگاه میگویند: آیا ما مهلت داریم؟»
قرآن کریم / شعراء
من وقت ندارم.
باید کتابهای نخونده رو تموم کنم.
باید دوباره یه ورزش سخت رو شروع کنم، ورزشی که اجازهی تفکر رو بهم نده. سختتر و نرمتر از «گوجوریو».
باید ترانهها و نغمههایی رو که دوستشون دارم یه بار دیگه از نو گوش کنم.
باید به تمام دوستهام تلفن کنم و بهشون بگم که چقدر دوستشون دارم.
باید در اولین فرصت به خواهرم بگم که برام خیلی عزیزه.
باید فرصتی پیدا کنم و یه بار دیگه به آغوش مادرم بخزم. برای بغلاش زیادی بزرگم اما خب...روم میشه یعنی؟ سعیام رو میکنم.
من وقت ندارم.
باید اون پیرهن قرمزه رو که تا حالا فرصت نکردم بپوشماش، تنم کنم.
باید گوش بخوابونم و منتظر اون نوازندهی دورهگرد بشم و وقتی صدای «الههی ناز» و «سلطان قلبها» تو کوچه میپیچه خودم رو بهش برسونم و پولهایی رو که براش نگه داشتم بهش بدم و حتما بهش بگم که با این که خیلی فالش میخونه اما نوازندگیاش حرف نداره و هر وقت صدای آکاردئوناش رو شنیدم بی اختیار ساعتها گریه کردم.
من وقت ندارم.
باید خجالت رو کنار بذارم. به اندازهی کافی بزرگ شدم که وقیح باشم.
باید یه شب تا صبح، بدون ترس از سرطان سینه و تخمدان و ریه و سایر اعضا و جوارح، یه پاکت سیگار بکشم.
باید یه دوست باحال پیدا کنم که عاشق پلنگ صورتی باشه و یه چند ساعتی باهاش کارتون نگاه کنم و حسابی بخندم.
اصلا دلم خندهی بی بهانه میخواد، دلم میخواد الکی به ترک دیوار بخندم.
فرحناز کجاست؟
وقتی از مطب بیرون میاد بازم به مغازههای عکاسی قدیمی میره و به ژستهای هشت در چهار مردم میخنده؟
کاش اینجا بود و با هم به پاساژهای قدیمی میرفتیم و لباسهای دمده رو پرو میکردیم و از خنده ریسه میرفتیم و حرص فروشندههای پیر بداخلاق بدعنق رو درمیآوردیم و وقتی از مغازه بیرونمون میکردن از خنده به خودمون میپیچیدیم.
من وقت ندارم.
وقت ندارم به خاطرات گذشته فکر کنم.
وقت ندارم دراز بکشم و دستهام رو تو موهام ببرم و غرق در خیالپردازی بشم.
وقت ندارم آیندهی شیرینی رو تجسم کنم که با مرد رویاهام که خیلی هم خوشتیپه و شبیه میشل استروگفه و شغل مهمی هم داره اما معلوم نیست چرا به مسافرت علاقهمنده و با این که خیلی پولداره اما با جیپ اسپرتاش اینور و اونور میره، و همش هم در کوه و کمره (البته به همراه من) و قدرت خدا، خیلی هم کمحرفه و از عجایب عالم هم این که خیلی هم عاشقمه، به سفر میرم و ضبط ماشین هم بلنده و لورنا مک کنیت به جای من داره میخونه.
نه، من وقت ندارم.
وقت ندارم.
وقت ندارم.
وقت ندارم.